
اس ام اس های احساسی
یه روزایی
یه شبایی
به یه ادمای خاصی خیلی احتیاج داری
گوشیتو بر میداری شمارشو بگیری
اما میدونی بی فایدس
اینقدر دلگیر و دلتنگی که یهو بخودت میای
میبینی خیره شدی به یه صفحه ی خالی بیجواب
اشکات سرازیر شدن
بعد با خودت فقط یه جمله میگی
اون همه دوست داشتن
اخرش چرا اینطوری شد . . .

بی تو و هوای تو نفس کشیدن سخت است

بزن ای تار آهنگی به ساز راز دلتنگی … بخوانم بر سر سنگی که دل مرده ز دلتنگی

بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه ، چشمانت را از من دور کند ، و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد

حرف میزنی اما تلخ ! محبت میکنی ولی سرد !
چه اجباری است دوست داشتن من ؟

دلت را به هر کسی نسپار !
این روزها برخی ها از سپرده ات هم بهره میخواهند . . .

کی میگه شاهنامه که آخرش خوشه ؟!
این روزا همه چی اولش خوشه !

تنها کسی که تنهات نمیزاره خودتی ؛ با خودت دشمنی نکن لطفا . . .

دریا از من گله مند است، چون وسعت دل مهربان تو را همیشه به رخ او میکشم

خسته ام از این مواظب خودت باش ها !
تو اگر نگران من بودی ، نمیرفتی اگر میماندی ، با یک نگاه ، با یک نفس مواظبم بودی
پس نگران من نباش برو . . . !

این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم . . .

هی رفیق ! زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند ، نه زبان . . .

اشکهایم که سرازیر میشوند ، دیری نمی پاید که قندیل می بندد . عجیب سرد است هوای نبودنت

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است ، گاهی فکر میکنی تمام شده ، اما یکدفعه همه وجودت را آتش میزند

تمام شهر خوابیده ، من از فکر تو بیدارم . . .
::
::
هر روز این “عشق” یکطرفه را طی میکنم . . .
یکبار هم تو گامی بدین سو بردار . . .
نترس ، جریمه اش با من !

برای مُردن لازم نیست عزرائیل بیاید
همین که تو نیایی کافیست . . .

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد !
چه رنجی میکشد او وقتی هوا ابریست . . .

و ﭼﻘﺪر دﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ زندگی ﻫﻤﯿﻦ روزﻫﺎﯾﯿﺴﺖ که ﻣﻨﺘﻈر ﮔﺬﺷﺘﻨﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ . . .

دنیا را میدهم برای لبخندت ، هراسی نیست ، شاد که باشی دنیا از آن من است …

من آن ابرم که بارانش تو هستی … همان یوسف که کنعانش تو هستی … مسافر میشوم تا آخر عمر … در آن راهی که پایانش تو هستی … نمیدانم فقط میدانم امروز … دلی دارم که مهمانش تو هستی

ای کاش کنارت بودم تا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم ، و تو آسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام . . .
جای تو خوب است ؟

از وقتی که رفته ای ، دزدان هم بی حیا شده اند !
حتی رحم نکردند به خواب شبانه چشمانم . . . !

زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد . . .

نمیدانی چه دلتنگم ، چه بی تابم ، چه غمگینم ، چه تنهایم ! … تو را هرشب صدا کردم ، نمی بینی نمی خوابم ! ….. بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ، ولی با تو به افلاکم ….. بیا با آروزهایم بسازم خانه ای در دل … سراغم را نمیگیری مگر بیگانه ای با دل؟

ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره … دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره … ماهه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن … همه پر ترک، مثل تو و من نمیشن … ماهه من غصه نخور مثل ماها فراونه … خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه … ماهه من غصه نخور گریه پناه آدماس … ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنماس … ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه … اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه … ماهه من غصه نخور خیلیها تنهان مثل تو … خیلیها با زخمای زندگی آشنان مثل تو … ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت … خدارو چه دیدی شاید فردامون باشه تو بهشت … ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه … اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه … ماهه من غصه نخور دنیارو بسپار به خدا … هردومون دعا کنیم تو هم جدا من هم جدا

و دوباره صبح ، تو گوشم صدای ساعته ، تیک تاک ، تیک تاک، چه زیباست حس کنی که با هر تیک تاک ساعت صدای من تو گوشت میپیچه که ؛ دوست دارم دوست دارم …

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم ، تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست … تا بدانی نبودنت آزارم می دهد … لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان … که از قلبم بر قلم و کاغذ میچکد … لمس کن گونه ها یم را که خیس اشک است و پر شیار … لمس کن لحظه هایم را … تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم ، لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن … همیشه عاشقت میمانم ، دوستت دارم ای بهترین بهانه ام

من خیلی سخت دوستش دارم . . .
و او خیلی راحت نمی فهمد !

نه کسی منتظر است . . .
نه کسی چشم به راه . . .
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه . . .
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست ؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه . . .

هر وقت کسی حالمو میپرسه یاد این بیت شعر از نجمه زارع میفتم :
.
حال مرا نپرس که هنجارها مرا مجبور می کنند بگویم که بهترم . . .

لج میکنم . . .
بد اخلاق میشم !
نه چیزی میبینم ،
نه چیزی میشنوم ،
نه چیزی میگم !
دست خودم که نیست
تو که نباشی ، زندگی باید به کامِ من تلخ بشه . . . !

هی تو که گذشتی از من . . .
او هم از تو می گذرد . . .
نظرات شما عزیزان:
|